قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1704
تاريخ الفي ( فارسى )
نسبت كردهايد آن را از دشمنان و عيبجويان ما شنيدهايد و سخن دشمن و عيبجو پسنديده نمىباشد و هرگاه كه شما را يقين به كفر و زندقهء ما شده باشد ما را دعوت به اطاعت خود كردن ماحصل ندارد . » و در اين سال ، امير شهيد احمد بن اسماعيل سامانى كشته شد . باعث بر قتل او آن بود كه او اكثر اوقات به صحبت علما و ارباب فضل و كمال به سر مىبرد و به ايشان ميل تمام داشت . بنابراين ، اتراك و غلامان از سلطنت او متنفر گشته در بيست و سيّم شهر جمادى الآخر سال مذكور سحرگاه به بارگاه او درآمدند و او را شهيد ساختند . آوردهاند هر شب در درگه او دو شير درنده مىايستاد تا دشمنى بدانجا نتواند رفت و به حسب اتّفاق آن شب فراموش كردند كه آن شير را ببندند و آن غلامان حرامزاده كه طالب فرصت بودند وقت غنيمت دانسته به خرگاه درآمدند و او را شربت شهادت چشانيدند « 1 » . در اين وقت ، پسرش ، امير نصر ، هشت ساله بود و شحنهء بخارا احمد بن ليث كه با آن قوم همداستان نبود ، او را بر دوش گرفته مردم را به متابعت او دعوت نمود « 2 » . اكثر مردم متابعت او را اختيار نمودند . چون عنايت الهى شامل حال او بود به اندك روز با وجود صغر سن مرتبهء او از آبا و اجداد درگذشت و مخالفانش پايمال حوادث روزگار گشته به خود منسىّ « 3 » گشتند .
--> ( 1 ) . گرديزى ، روز پنجشنبه بيست و يكم جمادى الآخرى سال سيصد و يك هجرى را به عنوان روز حادثه ذكر مىكند ؛ - زين الأخبار ، ص 25 ؛ و نرشخى روز يازدهم همين ماه را ذكر مىكند ؛ - تاريخ بخارا ، 129 ؛ ولى تاريخ سيستان بيست و دوم جمادى الآخرى را قيد كرده است . ( 2 ) . بنا به تصريح تاريخ ايران ( پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 114 ) جيهانى وزير عهدهدار نيابت سلطنت شد . ( 3 ) . منسىّ : فراموششده . - و .